گفتاورد

فصل یکم و دوم کتاب دن کیشوت اثر سروانتس

۲ بازگویی از فصل یکم و دوم کتاب دُن کیشوت اثر سروانتس

  • مشخصات کتاب: از کتاب دن کیشوت، اثر ماندگار نویسنده اسپانیایی، میگل د سروانتس، برگردان محمد قاضی، چاپ ششم ۱۳۸۲، چاپ گلشن.
  • سره نویسی (کاستن از واژه‌های بیگانه): بازگویی‌ها سره نویسی شده از سوی محمد رضا محسنی

شماره ‌۱: بخشی از فصل یکم

در باب خصال و افعال نجیب‌زاده‌ی نام‌دار دن کیشوت مانش

«سرانجام چون عقل خود را به گونه‌ای درمان‌ناپذیر از دست داد، شگفت‌انگیز‌ترین اندیشه‌ای که هرگز به مغز هیچ دیوانه‌ای در جهان خطور نکرده است به مغز وی راه یافت، یعنی به نظرش مقتضی و بایسته آمد که هم به خاطر رونق شرافت نهادین و هم برای خدمت به کشور خویش «پهلوان سرگردان» شود و با اسب و جنگ‌افزار خود سراسر جهان را به‌دنبال ماجراها بگردد و به آن‌چه در کتاب‌های پهلوانی خوانده بود که پهلوانان سرگردان می‌کردند، عمل کند، یعنی در ازمیان بردن هرگونه ستمی بکوشد و چندان با هماوران کاردیده و خطرهای پرشمار روبرو شود که با چیرگی بر آنان آوازه‌ای جاودانه به‌دست آورد.» (ص ۱۷)

شماره ‌۲: بخشی از فصل دوم

نخستین خروج دن کیشوت فرزانه از ولایت خود:

«دن کیشوت پس از رهایی از آماده‌سازی مقدمات کار، نخواست بیش از این در اجرای نقشه‌ی خویش درنگ کند. چیزی که او را چنین به‌شتاب وا می‌داشت، محرومیتی بود که گمان می‌کرد از دیرکرد وی نصیب جهان خواهد شد، چه پهلوان امیدها داشت به این‌که انتقام دست‌درازی‌ها را بکشد، در زدودن ستم‌ها بکوشد، بیدادگری‌ها را جبران نماید، جلو تجاوزها را بگیرد و حساب‌ها را پاک کند. بدین روی، بی‌آن‌که تصمیم خود را با کسی در میان بگذارد و با کسی او را ببیند، یک‌روز پگاه، پیش از بالا آمدن آفتاب، صبح یکی از گرم‌ترین روزهای ماه ژوئیه، سر تا پا پوشیده از جنگ‌‎افزار گردید و بر «روسی نانت» سوار شد، به اصطلاح کلاه‌خود خود را بر سر نهاد، سپرش را به شانه آویخت، نیزه‌اش را به‌دست گرفت و از در خلوت حیاط اصطبل به دشت و بیابان زد و از این‌که به این آسانی به هوس بزرگ‌وارانه‌ی خویش میدان داده بود از شادی بر سرپا بند نمی‌شد.» (ص ۲۲)

 نقاشی دن کیشوت گستاو دوره

دون کیشوت اثر گوستاو دوره

1 دیدگاه در “فصل یکم و دوم کتاب دن کیشوت اثر سروانتس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − ده =