کتاب تاریخ ادبیات ایران و جهان زبان فارسی

تاریخ زبان فارسی پیش از تازش اعراب

تاریخ زبان فارسی پیش از تازش اعراب

این بخش از نوشته که به تاریخ و پیشنه‌ی زبان پارسی که امروزه آن را برخی فارسی ( زبان فارسی ) می‌نامند، پیش از تاختن اعراب از سوی بیابان‌های حجاز به کشور ایران بزرگ ( شامل افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، جمهوری باکو یا همان اران، گرجستان، ارمنستان و کردستان عراق و سوریه و ترکیه ) می‌پردازد، برگرفته شده از کتاب «تاریخ ادبیات ایران و جهان» است. ( بخشی از نوشتار پارسی نویسی شده ). اکنون یک نقل قول جملات یا بازگویی از کتاب مورد نظر:

زبان فارسی و ارتباط خانوادگی آن

زبان ایران پیش از اسلام – که مادر و ریشه‌ی زبان امروز ایران است – پارسی ( فارسی ) نامیده می‌شود. این زبان از شاخه‌ی زبان هندواروپایی و به این گونه، با بیش‌تر زبان‌های جهان پیشرفته ( کهن و نو ) خویشاوند است. زبان فارسی از آغاز تا امروز، سه بخش جداگانه را پشت‌سر گذاشته است و به بیان دیگر، به سه دوره‌ی جداگانه بخش‌بندی می‌شود.

پارسی باستان

که در دوره‌ی هخامنشی رایج بوده و فرمان‌ها و نامه‌های شاهان به آن زبان نوشته می‌شه است.

زبان پارسی میانه یا پهلوی

می‌دانیم که زبان‌های ایرانی میانه به دو گروه بزرگ شرقی و غربی و هرکدام از این دو گروه، خود به دو شاخه‌ی شمالی و جنوبی بخش‌بندی می‌شوند: شاخه‌ی شمالی از گروه غربی را پهلوانیک ( پارتی ) و شاخه‌ی جنوبی از گروه غربی را پارسی میانه می‌گویند.

از شاخه‌ی شمالی یا پهلوانیک ( پارتی ) آثار زیادی در دست نیست، ولی از شاخه‌ی جنوبی ( پارسی میانه ) نگاشته‌ها و نوشته‌های فراوانی موجود است که برخی از آن‌ها در سده‌های نخستین پس از اسلام نوشته شده‌اند. بنابر پژوهش‌هایی که برخی از دانشمندان در زمینه‌ی نوشته‌های مانوی به‌دست آمده از تورفان ترکستان ( واقع در ناحیه‌ی سین‌کیان چین ) انجام داده‌اند، در این زبان شعر نیز وجود داشته است.

زبان فارسی نو

پس از ورود اسلام به ایران، زبان فارسی دگرگونی تازه‌ای را پشت‌سر گذاشت و با بهره گیری از دبیره ( خط ) عربی به مرحله‌ی نوینی گام نهاد که در اصلاح به آن فارسی نو ( دری ) گفته می‌شود.

معرفی کتاب

کتاب تاریخ ادبیات ایران و جهان (۱) ۱۳۸۶: ناشر شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران، نوشته محمد جعفر یاحقی و عبدالحسین فرزاد، ص ۱۲ و  ۱۳

کتاب تاریخ ادبیات ایران و جهان و زبان فارسی

کتاب تاریخ ادبیات ایران و جهان و زبان فارسی

فرانتس کافکا

فرانتس کافکا و سانکو پانزای دن‌کیشوت

معرفی کوتاه فرانتس کافکا

در صورتی که به صورت کوتاه بخواهیم درباره‌ی فرانتس کافکا Franz Kafka بگوییم باید گفت که وی از برجسته‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در سده‌ی بیستم میلادی است که در سال ۱۸۸۳ زاده و در ۱۹۲۴ چشم از جهان فروبست. از پُرآوازه‌ترین آثار و کتاب‌های فرانتس کافکا رمان کوتاه مسخ Die Verwandlung و محاکمه و رمان به‌پایان نرسیده‌ی قصر است. گویا کافکا وصیت کرده بود تا همگی آثار و نوشته‌ها و کتاب‌های او سوزانده شود که البته دوست وی ماکس برود از این وصیت سرپیچی کرد.

کتاب تمثیل‌ها و لغزواره‌ها همراه با نامه به پدر

بخشی از پیش‌گفتار کتاب Parables and Paradoxes از زبان مترجم: در تکه‌هایی که در این مجلد گرد آمده‌اند، فرانتس کافکا برخی داستان‌های اساتیری خاور و باختر باستان را از نو بازجست و دلیرانه بازنوشت و آفریده‌های پندار خودش را بر آن‌ها افزود. مایه‌های کتاب از دفترهای یادداشت او و تکه‌های کوتاه گنجیده در مجلدهای نامه به پدر، دیوار بزرگ چین، وصف یک پیکار، نامه‌ها و رمان محاکمه برگرفته شده‌اند.

سانکو پانزا در نوشتار فرانتس کافکا

و اکنون یک بازگویی و نقل قول از جملات و نوشته‌هخای کتاب که در پیوند با کتاب دن‌کیشوت اثر سروانتس و سانکو پانزا یکی از شخصیت‌های آن کتاب (مهتر قهرمان داستان دن کیشوت) است. سانچو پانزا شخصیتی است که زبان‌زدها و ضرب‌المثل‌ها را به هنگام به‌کار می‌برد.

نقل قول از کتاب تمثیلها و لغزواره ها

سانچو پانسا، بی‌آن‌که بلافد، در درازای سال‌ها موفق شد که به یاری خوراندن داستان‌های فراوان شوالیه‌ها و ماجراجویان به خودش غروب‌گاهان و شام‌گاهان، اهریمن‌اش را که سپس آن را دُن‌کیشوت نامید از خود واگرداند.
این اهریمن بی‌درنگ پس از آن پی دیوانه‌وارترین دلاوری‌ها را گرفت که، به سبب نبودن هدفی مقدر که می‌بایست خود سانچو پانسا می‌بوده باشد، به کسی آسیب نمی‌رساند. سانچو پانسا، رها شده، فیلسوفانه دن‌کیشوت را در جنگ‌هایش دنبال می‌کرد، شاید از روی احساس مسئولیت، و تا پایان عمرش سرگرمی بزرگ و آموزنده‌ای برای خود فراهم کرد.

کتاب تمثیل‌ها و لغزواره‌ها همراه با نامه به پدر کافکا

کتاب تمثیل‌ها و لغزواره‌ها همراه با نامه به پدر کافکا

فرانتس کافکا ۱۳۸۳: تمثیل‌ها و لغزواره‌ها همراه با نامه به پدر، برگردان امیر جلال‌الدین اعلم، چاپ گلشن، ص ۷۹-۸۰